![]() |
آهای انسان |
نویسندگان وبلاگ
senjed
آرشیو وبلاگ
تیر ۸۸
اسفند ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
لینک دوستان
چون سبوی تشنه
یار باماست
سرّ و سکوت
نبأ
سروش
لعل خاموش
نجوای باد
من،بینقاب
حکم
ناآرام
بشری
لوح
یک لیوان چای داغ
کشکول....
دستنوشته هاي من
سايه هاي شب
ديار غربت
رستاخيز
حنیف رهبری
محمد مروتي (در غربت غرب)
بن بست راز
کمال بورقاني
ناتور دشت
لوتی
پسرخوب
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
RSS 2.0
لوگوی دوستان
غدير يعنی استواری در نماز سرسپاری بر ولا بی آز و ناز
غدير يعنی آشنايی بی فاصله نکته های منتهای قافله
غدير يعنی درسها سوخته قصه ای از غصه ی ناموخته
غدير يعنی خمّ می را پر کنی يا اگر نه ناله ها را دُر کنی
غدير يعنی نالههارا ساختن سوختنوباخاکخود دُرساختن
***
غدير يعنی ناله های فاطمه مشک پاره، گريه های علقمه
غدير يعنی السقيفه ،لا اله دست حيدر بسته و او در سپاه
غدير يعنی غوغا ميان آسمان ميخ در، ديوار و ياس مهربان
غديريعنیيکمحسنويکفاطمه فاطمه،محسن،اشک،فضّه،فاطمه
غدير يعنی عمری را سکوت دست بيعت بهر دين با آل لوط
غدير يعنیفرق کعبهچاکچاک خمّ ميّ وتيغ تيزی چرکناک
غدير يعنی زهرهای نا علاج رابع آل عبا ،مجتبای لا علاج
غدير يعنی تير کين انداختن تابُت*دين واژگونه ساختن
غدير يعنی حنجر بُبريده اش يا که خون برديدهی نوديدهاش
غدير يعنی کربلا،کرب وبلا مشق عشق سيم ساق نينوا
غدير يعنیآتشينشولایعشق اصغرواکبر همه مولای عشق
غدير يعنی نغمه های العطش عاشقی در کودکی های عطش
غدير يعنی خيمه های سوخته کودکان خسته و لب دوخته
غدير يعنی داستان کربلا خطبه های زينب و شامِ بلا
غدير يعنی انتظار منتظَر روح محزون علی در پشت در
***
غدير يعنی در هوای کوی يار
فکرآندم کو بيايد ماش، يار
آندمی کامد برون خواهد کُشد
کينه ها را او به خون خواهد کِشد
شعر ما خواهد شدن بی محتوا
غدير را معنی، نيک میفهمی دلا
*تابوت
پ.ن
۱ - خيلی سرم شلوغ بود،وحشتناک ، برا همين نشد عاشورا آپديت کنم
۲ - شاعر که نمی شود گفت ماعرش من بودم ... نظرتان؟
۳ - از آنجايی که ماعرم نه شاعر هرجاش نا خوانا بود حتمن بهم بگوييد
الاحقر عشقی
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٤ - senjed
به نام خدای محمد البرادعی
همين الان به رفيقم می گفتم که بابا می دانم که عملی نيست ! ولی اصلا برام مهم نيست ، صرف زدن اين لول خودش کلی می ازره!.
چه لويشو الان می گم ...
مسابقه ی کامنت نويسی با جوايز ارزنده و نفيس!... موضوع مثلا آزاد است اما اصلا آزاد نيست چون موضوع به شما داده نمی شود اما بيش از ۵۰ لغت که تعدادی از آنها بايد لغات اصليه کامنت باشد (بخواطر sabouyeteshne هم که شده از واژه ی کی ورد keywords استفاده نکردم .) به شما تقديم می گردد
نکات :
۱ ـ هر نکته ای آمدم بنويسم ديدم بهتره ننويسم مثلا آمدم بنويسم کامنت ها خيلی بلند نباشه ديديم چه اشکال داره بگم خيلی کوتاه نباشه ديديم کلی از هنر کوتاه وگويای دوستان مورد اهانت قرار می گيره خلاصه اينکه نکته ای نيست جز اينکه جفنگ ننويسين البت جفنگ نوشتن هم برا خودش ژانريه!
کلمات بدون دسته بندی موضوعی : پروتکل الحاقی ، معاهده NPT ، محمد البرادعی ،۲۲ بهمن ، (شورای امنيت )سازمان ملل ، شورای حکام ، جنگ (تحميلی) ،جوان (متعهد)(انقلابی) ، هار مجدون ، عاشورا ،چين و روسيه ،سلولهای بنيادی ، تسليحات کشتار جمعی ، بوش ، آژانس بين المللی انرژی اتمی ،عباس(ع) ،مرز علم ، خمينی ، نفت، فرج ، بلوک غرب ،آخوند ،احمدی نژاد ، نيرو گاه اتمی ، قائم، آپارتايد ،فساد ،خامنه ای ، حسين (ع) ،انرژی اتمی ، تحقيقات هسته ای ، مبارزه ، شيطان (بزرگ وکوچک) ، بمب اتم ، خطر ،روحانی ، فساد ، صهيونيزم ، عراق ، آخر الزمان ، بلوک غرب ، موعود ، دولت کريمه ، محرم ، مرگ ، شارون ،کربلا ،بحران انرژی ، فن آوری صلح آميز هسته ای ،اسرائيل ، اسلام ( ايرانی ، آمريکايی ، صهيونيستی )، جهاد فی سبيل الله ، عزت
زياده خسته نکنمتان
الاحقر عشقی
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٤ - senjed
بسم الله القهار
کنتراست را چندين سال پيش از زبان بابايم شنيدم ... از آن موقع تا حالا رفته در ليست واژگان محبوبم آنهايی که حال می کنم ازشان زياد استفاده کنم
حياط بی روح و نيمه کاره ی خانه مان تپل سفيد پوش است ... پای برهنه ام را روی برف می گذارم ... عينهو ماهيتابه ی داغی که بگيرندش زير آب يخ وجودم جيييز، صدا می کند وبرق از سرم می پرد همچی بگی نگی هشيار می شوم ... ياد قديم تر ها می افتم آن روز های نازی که راهنمايی و مخصوصا دبيرستانی بودم .
نمی دانم تو که اين را می خوانی ،درکم می کنی يا نه ... بماند که اين روزها از تنبلی ديگر خودم هم خودم را درک نمی کنم ... تو که الان داری اين را می خوانی تا به حال با برف ها ـ عروسهای آسمانی ـ ازدواج کرده ای که بدانی چه می گويم يا نه ... از دبيرستان می گفتم ... آنموقع ها سرويس ساعت ۶ صبح چند صد متر دور تر از خانه مان می آمد دنبالم تو فکر کن شب تا صبح برف آمده و تو اولين کسی هستی که پا رو برف می گذاری و يکدستي آن را می شکافی نمی دانی چه حالی می دهد... روز های اول سعی می کنی کم ترين اثر را روی برف بگذاری ... بر می گردی و تک رد پای خودت را تا خانه دنبال می کنی ... در آن هوای گرگ و ميش چه کار جذابی است! ... روز های بعد پايت را يله می دهی و برفها را پخش و پلا می کنی چون بعد از ظهر ها که می آيی می بينی از عروس صبحگاهت زير پای اين خلق الله چيزی حز گل و شل بی رمقی نمانده... به خودت می فهمانی که اين عروس برايت نان و آب نمی شود بايد دنبال عروسی برای خودت باشی که به محبتش بیارزد .
ياد آنروز ها افتادم که با بی قيدی تمام پا روی برف های دست نخورده ی وجودم به توهم تقصير زمين وزمان می گذاشتم ...
برف سفيد و پيراهنم کنتراست داشت از آن کنتراست های ناب محرمی... از بالا خودم را روی اين برف مجسم کردم و در ذهنم سريع به واژه ی کنتراست رسيدم ... ياد قديم ترها افتادم ... ياد دوران راهنمايی و دبيرستان ... از آن سال ها ـ اگر به هنر بازی زمان نگاه کنی ـ باز اين کنتراست را می بينی بين قلب معصوم کودکی ها و دل آلوده از پس زمان .... خودم رابا پيرهن مشکيم می گذارم کنار واژه ی محرم در کمال بهت به کريه ترين کنتراستی که فکرش را بکنی می رسم !
دعا بفرماييد (ساعت حدود ۳۰/۱ نيمه شب دفتر انجمن اسلامی)
پ.ن
۱- کلا بلاگم يک هفته نسبت به دنيای واقع ديلی دارد که از تنبلی است و نمی خواهم لول(level) بزنم.
۲- اين لول كه گفتم مخصوص شريفی جماعت بود
۳- محرم در عين ظاهر سياه مظهرتمام زيبايی ها ی موجود در عالم امكان است و كودك نيز مصداق پاكی كه نماد زيبايی هاست ... وتو چه سياهي...
۴-عاشورا می خواهم يه شعر كلاسيك پست كنم كه از غدير در سينه نگه داشتم.
۵- جدا تقاضای دعای خيرتان را دارم
عشقي
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٤ - senjed
بسم رب الساقی
غدير يعنی استواری در نماز ...(بقيه اش تا بعد امتحان ها طلبتان)
غدير
ای کاش آن قدر مومن بوديم
تا به جرات می گفتيم:
مبارک باد بر تو ای علی
و زيرش نمی زديم ...
از خدا بترس و شکر کن!
که اگر تو بودی ...!
سلمان بودی!؟ يا...؟
و آزمايش الهی سخت است وتو بايد ....
خود را مهيا کنی... و توکل که تو را يارای مبارزه نيست!
غديرتان مبارک
پ.ن
۱- شعری است که تقديم می کنم مصرع آغازش :غدير يعنی استواری در نماز
۲- غدير خوبی بود
۳- سادات محترم عيدی يادشان نرود!
۴- در جواب عزيزی که در باب ع.ش.ق نکاتی را بر من آشکار کرد... بسيار فکری بودم که چگونه جواب بدهم وجواب اين فال حافظ با اين نيت که چگونه جواب بدهم اين آمد که اگر زيارت بفرماييد بسی عاليست ... گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس .. زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٤ - senjed